اگر کسی در اطرافتان تجربه سرطان داشته باشد ، احتمالاً اسم هورمون درمانی را بارها شنیده اید. درمانی که خیلی ها آن را نجات بخش می دانند ، اما پشت همین عنوان درمانی رضایت بخش ، واقعیت های دیگری هم هست. بگذار راحت تر به ان بپردازیم ، بدن انسان قرار نیست بی هیچ واکنشی با تغییرات هورمونی کنار بیاید. از یک طرف قرار است سلول های سرطانی را آرام کند یا رشدشان را مهار کند و از طرف دیگر ممکن است اوضاعی ایجاد کند که بیمار حس کند زندگی اش به دو بخش تقسیم شده است ، قبل از درمان و بعد از آن. وقتی درباره عوارض هورمون درمانی حرف می زنیم ، منظورمان موارد ترسناک پنهان کاری شده نیست ؛ اتفاقاً بیشترشان قابل مدیریت اند ، اگر درست شناخته شوند. هدف از این مقاله همین است تا بدون ترساندن ، بدون کوچک نمایی ، واقعیتی را به شما عزیزان توضیح دهیم که انسان های بسیاری هر روز با آن زندگی می کنند.

چرا بدن به هورمون درمانی واکنش نشان می دهد؟
وقتی برای درمان سرطان سینه یا پروستات ، سطح هورمون ها را پایین یا بالا می بریم ، بدن باید خودش را دوباره با سیستم جدید هماهنگ کند. این جاست که عوارض هورمون درمانی سر و کله شان پیدا می شود. نه به عنوان نشانه شکست درمان ، بلکه به عنوان پاسخی طبیعی از سمت بدن. بعضی ها فقط کمی بیحالی حس می کنند ، بعضی ها دچار گرگرفتگی می شوند و برخی هم با تغییرات خلقی روبه رو می شوند.
گرگرفتگی و تغییرات دمایی ؛ مزاحمان همیشگی هومون درمانی
بعضی بیماران می گویند انگار بدن شان دکمه تنظیم حرارت ندارد. یک لحظه سردشان می شود ، لحظه بعد گرم. گرگرفتگی یکی از شایع ترین عوارض هورمون درمانی در سرطان سینه و سرطان پروستات است. خبر خوب این است که پزشکان معمولاً راه های ساده ای مثل تغییر سبک لباس ، نوشیدنی های خنک یا در صورت لزوم داروهای مکمل پیشنهاد می کنند.
تأثیر هورمون درمانی بر خلق و خو
یکی از بخش هایی که کمتر درباره اش حرف زده می شود ، همین تغییرات روحی است. خیلی ها می گویند احساس می کنند زود از کوره در می روند یا یک غم بی دلیل می آید سراغشان. این هم از همان عوارض هورمون درمانی است که با دستکاری هورمون ها اتفاق می افتد. مخصوصاً بیماران مبتلا به سرطان پروستات که به زور دارو سطح تستوسترونشان پایین آورده می شود. به زبانی ساده مغز ما عاشق تعادل است. وقتی هورمون ها بالا و پایین شوند ، مغز کمی گیج می شود و واکنش های عجیبی نشان می دهد. اما این ها قابل کنترل و قابل مدیریت اند ، به شرط اینکه بیمار در این مسیر تنها گذاشته نشود.

درد مفاصل ، استخوان ها و تغییرات جسمی می تواند عوارض هومون درمانی باشد !
دردهای مفصلی و استخوانی در سرطان سینه که تحت درمان مهارکننده های آروماتاز هستند ، زیاد دیده می شود. این مشکلات هم بخشی از عوارض هورمون درمانی است و معمولاً با ورزش سبک ، فیزیوتراپی یا تغییر دارو بهتر می شود. گاهی هم تراکم استخوان کم می شود ، که پزشک با مکمل کلسیم و ویتامین D یا داروهایی که برای تقویت استخوان هستند ، این موضوع را مدیریت می کند.
تأثیر بر میل جنسی و عملکرد جنسی ؛ چیزی که نباید پنهان بماند !
یکی از سخت ترین بخش های مسیر درمان همین است ؛ چیزی که خیلی ها از گفتنش خجالت می کشند.
در سرطان سینه ، کاهش استروژن می تواند خشکی واژن یا کاهش میل جنسی ایجاد کند. در سرطان پروستات ، کاهش تستوسترون باعث افت میل و اختلال عملکرد جنسی می شود. این هم نوع دیگری از عوارض هورمون درمانی است و نه نشانه ضعف یا غیرطبیعی بودن. خوشبختانه گزینه های درمانی ، از ژل ها و روانکننده ها گرفته تا مشاوره جنسی ، برای کمک وجود دارد.

عوارض هورمون درمانی از لخته خون تا مشکلات قلبی
وقتی پای سرطان وسط باشد ، همیشه چند قدم جلوتر فکر می کنیم. بعضی از انواع هورمون درمانی ، مثل تاموکسیفن ، احتمال لخته شدن خون را کمی بالا می برد. اینجاست که آدم باید نسبت به بدنش دقیق تر شود ؛ مثلاً اگر پا ناگهان ورم کرد یا درد عجیبی داشت ، باید فوراً پزشکش را باخبر کند. در سرطان پروستات هم داروهایی که تستوسترون را پایین می آورند گاهی می توانند روی قلب فشار بگذارند. برای همین است که پزشکان همیشه وضعیت قلب را دنبال می کنند.
افزایش وزن و تغییر شکل بدن با هورمون درمانی !
بعضی بیماران می گویند احساس می کنند بدنشان از کنترل خارج شده. بالا و پایین شدن هورمون ها یعنی تغییر در سوخت و ساز و ذخیره چربی. اما برنامه غذایی مناسب و یک فعالیت بدنی ساده مثل پیاده روی روزانه می تواند کمک بزرگی باشد. مهم این است که بیمار خودش را سرزنش نکند. این تغییرات انتخاب او نیست ؛ واکنش بدن به یک درمان ضروری است.
زندگی بعد از هورمون درمانی هم ادامه دارد!
عوارض هورمون درمانی بخشی از مسیر درمان سرطان هستند ، اما قرار نیست تمام این مسیر را تعریف کنند. با آگاهی ، گفتگو ، همراهی پزشک و کمی صبر ، بیشتر این عوارض قابل کنترل اند. بیماران زیادی هستند که با وجود تمام این چالش ها ، درمان را ادامه داده اند ، کنترلش کرده اند و زندگی شان را با کیفیت قابل قبولی پیش برده اند.




